دوراهی های روایی در ویچر 300 نظر

دوراهی های روایی در ویچر 3

من نقش آفرینی های بایوور را بسیار دوست دارم! من و خیلی از شما ها با Dragon Age یا Mass Effect زندگی کرده ایم. بایوور از آن دسته از کمپانی هاست که بازی بد نمی سازد. اما آنچه که می خواهم امروز در موردش حرف بزنم یک روش شخصیت پردازی است که در کل در بازی های بایوور استفاده نمی شود، یا بهتر بگویم امکان پیاده سازی ندارد.

برایم عجیب بود که سازندگان ویچر 3 چطور سوالی را از ما می پرسند که تا به حال در هیچ بازی BioWare ندیده ایم. اوه، این را هم بگویم که نیازی نیست ویچر 3 را بازی کرده باشید، و قرار هم نیست چیزی را اسپویل کنم، پس با خیال راحت بخوانید.

استاندارد بازی های نقش آفرینی این است که شما با یک کاراکتر سفید شروع می کنید. در برخی موارد شما حتی backstory کاراکترتان را تعیین می کنید. شما می توانید Sheperd را حتی زن به تصویر بکشید.

این استاندارد آنقدر پر رنگ است که کمتر بازی ای میبینیم که نقش آفرینی باشد و از این استاندارد پیروی نکند، اما همانند همه ی قوانین، این قانون نیز قابل شکستن است.

CD Projekt RED این قانون را به زیبایی هر چه تمام تر شکسته است. شما از آن ابتدا همراه گرالت نیستید. گرالت با بسیاری از کاراکتر های بازی History دارد، و اخلاق و منش او از پیش تعیین شده است، آنها دستان شما را کاملا باز نمی گذارند، و این روش منجر به انحصار و زیبایی کاراکتر گرالت نسبت به همتاهای خودش در بازی های دیگر شده است. رابطه ی گرالت با Yennefer و Triss یک مثال بسیار زیبا از این نوع داستان سرایی است.

درست همانند واقعیت، هیچ وقت انتخاب هایی که به گرالت داده می شوند مطلقا درست یا غلط نیستند، و این دو دلی هم در گرالت و هم در پلیر ایجاد می شود.

Yennefer زنی است قدرتمند، او درست مثل گرالت فقط به نتیجه اهمیت می دهد و برایش وسیله اصلا مهم نیست، او متکبر و مغرور است و خود را بهتر از گرالت می داند. رابطه ی گرالت و Yennefer عاشقانه و نزدیک است و در عین حال برایشان مضر و خطرناک هم هست. Yennefer با اینکه به کمک گرالت نیاز دارد اما هیچ گاه نمی گذارد گرالت آن روی لطیفش را ببیند. او نمایانگر شخصیت گرالت است.

اما Triss ، زنی مهربان و خوشرو است. او دوست دارد همه را نجات دهد، او می خواهد دنیا را به جای بهتری تبدیل کند. کاریزماتیک است و پس همه آنچه بین او و گرالت رخ داده است، او را دوست دارد. رابطه ی تریس و گرالت کمی تراژدی به دوش می کشد اما لطیف تر است. او نمایانگر قسمت لطیف شخصیت گرالت است، گرالت شخص ی خشن و بی روح به نظر می رسد ولی در عمق وجودش دوست دارد مثل تریس به مردم کمک کند و آنها را از موجودات بی رحم دنیای ویچر نجات دهد.

حال پلیر باید از بین این دو یکی را به عنوان آپشن رمانتیک انتخاب کند، و این باعث می شود من کمی گیج شوم، نه به خاطر اینکه این موضوع را قبلا ندیده ایم، بلکه به خاطر نکات ظریفی که این دو انتخاب را از هم متمایز می کند.

به عنوان مثال در یک بازی بایوور وقتی می خواهید کاراکتری را به عنوان آپشن رمانتیک انتخاب کنید، طوری این موضوع را می بینید که انگار آنکس که بیشتر برایتان خوشایند است را انتخاب می کنید، مثل انتخاب غذا از یک بوفه ی سلف سرویس، این موضوع ایرادی ندارد اما در دنیای واقعی چنین اتفاقی نمی افتد )مگر اینکه دی کاپریو باشید( ، مخصوصا وقتی دارید از بین 2 نفر که دوستشان دارید انتخاب می کنید، دو نفری که شرایطی که شما روی آن هیچ کنترلی نداشته اید شما را مجبور کرده اند که راهتان را با آنها جدا کنید.

این Reflection از کاراکتر گرالت در هر یک از این دو زن باعث می شود که این انتخاب فقط آنچه که ما دوست داریم نباشد، این انتخاب یعنی انتخاب گرالت بین آنکس که در حال حاضر است، و آن کس ی خودش دوست دارد باشد.

اگر Yennefer را انتخاب کند او همان گرالت قدیمی باقی می ماند، اما اگر تریس را دوست داشته باشد او می خواهد تغییر کند و تبدیل به انسان بهتری شود. هیچ کدام از این انتخاب ها غلط نیستند اما چنین حس ی دارند که باید بیخیال دیگری شوید. این موضوع را در رفتار گرالت می توان دید، می توانیم ببینیم که او می خواهد با تریس باشد، و در عین حال نمی خواهد Yennefer را از دست بدهد. این یک دو راهی دردناک، واقعی و قابل درک است.

نتیجه این انتخاب برای گرالت و کاراکتر او مهم است و از آن مهم تر ما به عنوان پلیر می توانیم یکی از بزرگترین تصمیم ها در زندگی گرالت را بگیریم و شخصیت او را کاملا متحول کنیم.

آنکس که گرالت انتخاب می کند معنای بیشتری در مورد کاراکتر گرالت دارد در مقایسه با کس ی که شپرد انتخابش می کند.

به نظر می رسد ویچر قانون کاراکتر سفید را زیر سوال می برد، اینکه انتخاب هایی مثل "آیا کاراکتر شما خوب است یا بد" می توانند عمق روایی را کاهش دهند. انتخاب گرالت بین ین و تریس اگر او کاملا انسان عوض ی و شروری باشد بی معنی و مسخره است.

اینکه یک بازی تمامی انتخاب ها را به ما واگذار کند بد نیست، اما شاید بهتر باشد تا حدی را نویسنده و کارگردان بازی برای پلیر انتخاب کنند و شاید این محدودیت ها داستان و روایت بازی را زیباتر و پویا تر کند.

این آخرین مطلب امسال است، به شخصه نیز درگیر دو پروژه بزرگ هستم و بعید است بتوانم تا بعد از تعطیلات عید مطلب جدیدی تهیه کنم. وقت کرانچ های نوروزی رسیده و همه درگیر و سرگرم پروژه های خودمان هستیم، به قول معروف پیچ گیرنده هایتان را نچرخانید، باز می گردیم. بعد از تعطیلات سال نو دوباره با قدرت در خدمت شما خواهم بود.

سید مهدی موسوی

 

WeMakeGames   

 

 



نسخه PDF این مطلب را دانلود کنید





حق نشر مطالب اوکسو :

 

 

قابل توجه علاقه مندان و کپی کنندگان گرامی ، تمامی مطالب این وب سایت تحت مجوز خالق

(Creative Commons)  می باشد و اجازه کپی کردن ، استفاده تجاری مطالب بدون اجازه

صاحب اثر مجاز نمی باشد و طبق مجوز اثر پیگرد قانونی به همراه خواهد داشت.

مجوز کریتیو کامنز
این کار مجوز دارد تحت مجوز کریتیو کامنز نسبت‌دادن-غیرتجاری-بدون انشقاق ۴٫۰ بین‌المللی.

این مطلب پایان یافت و امیدواریم به نتیجه دلخواهتان رسیده باشید . اگر به نتیجه

دلخواهتان هنوز دست نیافته اید , میتوانید برای رفع مشکل به تالار گفتمان اوکسوف

مراجعه کنید و سوال خود را مطرح کنید.

 

تالار گفتمان اوکسوف

 

 

همچنین میتوانید ما را در شبکه های اجتماعی نیز دنبال کنید و از جدید ترین اخبار ما با خبر شوید :

 

 

3491498_823


نظر شما

مطالب مرتبط

لایه بندی اطلاعات

لایه بندی اطلاعات00 نظر

قبل از شروع عذرخواهی می کنم به دلیل تاخیر بسیار زیاد. اکثر شما تجربه ی ....


(لطفا به ادامه مطلب مراجعه فرمایید)
ادامه مطلب

شروع ناهمزمان: روشی جدید برای طراحی بازی های چند نفره

شروع ناهمزمان: روشی جدید برای طراحی بازی های چند نفره 00 نظر

در ﮔﯿﻢ دﯾﺰاﯾﻦ، اﺳﺘﺎﻧﺪارد ﻫﺎﯾﯽ وﺟﻮد دارﻧﺪ ﮐﻪ ﺧﯿﻠﯽ اوﻗﺎت ﺷﮑﺴﺘﻦ ﺷﺎن را دور از ....


(لطفا به ادامه مطلب مراجعه فرمایید)
ادامه مطلب