این ناقوس مرگ کیست ? نگاهی عمیق به The Walking Dead00 نظر

این ناقوس مرگ کیست ?  نگاهی عمیق به The Walking Dead

این هفته می خواهم در مورد فصل اول بازی The Walking Dead صحبت کنم.
تیم سازنده این بازی در یک لحظه ی خاص، در یک سکانس و یک دیالوگ، به شعری قدیمی از جان دان با عنوان : عشق در اوقات اضطراری یا :


Devotions upon Emergent Occasions: Meditation XVII

اشاره می کنند. این لحظه برای من بسیار جذاب بود چون در یک آن، در یک دیالوگ آنها تمامی آنچه Walking Dead در صدد انتقال به منِ مخاطب بود را به من منتقل کرد.
Chuck را که یادتان می آید؟ آن پیرمردی که در قطار زندگی می کرد، او تنها قسمتی کوچک از کل شعر را که اکثرا آنرا از "متالیکا" یا "ارنست همینگوی" می شناسید بیان می کند، اما بهتر است برای اینکه متوجه آن بشوید که این دیالوگ به چه چیزی اشاره می کند، کل شعر را در اینجا بیآورم (ترجمه از خ ودم است و بی ایراد نیست.):


No man is an island, entire of itself;
هیچ کس جزیره ای از خود نیست.
Every man is a piece of the continent, a part of the main;
همه جزئی از قاره ی هستی اند و جزئی از کل {آنچه مهم است} .
If a clod be washed away by the sea, Europe is the less, as well as if a promontory were, as well as if a manor of thy friend's or of thine own were;
اگر مُشتی از خاک را آب ببرد، از اروپا کاسته خواهد شد، همانند آن که تپه ای را آب ببرد. یا خانه ی شما و یا دوستی خراب شود. {فرقی ندارد که کوچک یا بزرگ باشد}
Any man's death diminishes me, because I am involved in mankind, and therefore never send to know for whom the bell tolls; it tolls for thee.
مرگ هر انسانی از وجودِ من می کاهد، چون من در انسانیت شریکم. پس هیچ گاه نپرس زنگ ها برای که به صدا در می آیند، چون برای تو به صدا در آمده اند.


جمله ی "زنگ ها برای که به صدا در می آیند؟"، یا "این ناقوس مرگِ کیست؟"اشاره ایست به زنگ کلیسا که هنگام تشییع جنازه نواخته میشود.
"زنگ ها برای که به صدا در می آیند؟"، یعنی هر کس که بمیرد، قسمتی از همه ی ما مرده است، یعنی مرگ فقط برای یک نفر اتفاق نمی افتد و با مرگ هر کس قسمتی از بشریت می میرد.
مهم است بدانید که کس ی که این دیالوگ را می گوید، Chuck است، این دیالوگ شخصیت او را برای ما روشن می کند و به ما در مورد انتخاب هایی که پیش رویش است و اینکه چه تصمیم هایی قرار است بگیرد، راهنمایی هایی را می رساند. به ما می فهماند که او بسیار بیشتر از یک مرد بی خانمانی است که گیتار می زند. نمی خواهم بازی را اسپویل کنم، اما “For whom the bell tolls” به فهم آنچه که او ساعتی بعد در بازی انجام می دهد کمک می کند.
این دیالوگ کاراکتر Chuck را روح می دهد، نشان می دهد که او فقط یک مستِ بی سرو پا نیست، نشان می دهد که با تمام مشکلاتی که در زندگی اش دا رد، اجازه نمی دهد آنها اعمالش را کنترل کنند. نشان می دهد که در بین تمام اعضای گروه، او گذشته را بهتر به یاد می آورد. شاید او تحصیلکرده ترین بازمانده گروه شما باشد.
اما این ارجاع تنها به Chuck محدود نیست. این ارجاع ما را به فکر وا می دارد که این بازی چه می خواهد به ما بگوید. برای من، کل مفهوم دنیای Walking Dead می تواند این باشد که هر کدام از ما به نوبه ی خود بسیار با ارزش هستیم، اینکه کوچکترین و پست ترین انسان جزئی از بشریت است و به بش ریت چیزی اضافه می کند و اگر ما این عقیده را کنار بگذاریم، انسانیت را کنار گذاشته ایم. این تجربه، تجربه یک دنیای آخرالزمانی بدون امکاناتی که ما هر روز داریم نیست.
این تجربه، تجربه ی زندگی تحت تهدید های مکرر نیست. این تجربه، تجربه ی آنست که از دست دادن جان یک عزیز، از ما می کاهد و روح ما را خراش می دهد. اینکه حتی بازمانده ها قِ سِر در نمی روند و قسمتی از انسانیتشان را از دست می دهند.
کل بازی حول این ایده می چرخد که مرگ هر نفر، مرگیست برای همه ما. نه فقط برای "لی" و "کلمنتاین"، گرچه برای مایی که بازی را بازی می کنیم. هر انتخاب ما قسمتی از وجود ما را از ما جدا می کند و ما را بیشتر متوجه تنها چیزی می کند که ممکن است به آن دست یابیم، چیزی که به هر قیمتی شده باید آنرا انجام دهیم تا انسانیتمان را از کف ندهیم، اینکه از جان یک کودک محافظت کنیم.
درست است که کلمنتاین باهوش است و بسیاری از اوقات به کمک ما می آید، اما وضعیت "لی" بدون او بهتر است، اما کل بازی روی این رابطه زوم کرده است و این را به ما نشان می دهد که این بچه ی خردسال، به لی کمک می کند تا انسانیت اش را گم نکند.
بازی این نکته را صریح تر نیز بیان می کند. موقعی که شما را مجبور به آن می کند یکی از کاراکتر ها را به کام مرگ بفرستید. اگر بازی را انجام داده اید شاید بتوانید حدس بزنید چه کس ی را می گویم اما برای شما که walking dead را بازی نکرده اید توضیح می دهم که من گذاشتم یک بچه مدرسه ای بمیرد. می بینید که حتی خواندن این جمله شما را ناراحت می کند؟ اینکه چقدر "گذاشتم یک بچه مدرسه ای بمیرد" از انسانیت به دور است و عمل حال به هم زن و پستی است؟ اگر در اخبار در موردش بشنوید ممکن است به من حتی فحش بدهید، اینکه "مرد گنده ای برای اینکه خودش زنده بماند جان یک بچه مدرسه ای را فدا می کند" می تواند تیتر رقت انگیز صفحه حوادث باشد.
اما در بازی، این انتخاب کاملا عادلانه به نظر می رسد، و در پایان بازی، آنطور که بازی تمام می شود من این را فهمیدم که او فقط یک بچه ای بود که می ترسید.
و در آن دنیا، دنیایی که انسانیت قطره قطره تمام می شود، من انسانی دیگر را کشته ام، من از انسانیت کم کرده ام و از خودم می پرسم "این ناقوس مرگ کیست؟" و در پایان کس ی که چیزی را از دست داده آن بچه مدرسه ای نیست، بلکه من هستم.
بسیار نادر است که یک بازی به ما اهمیت وجود هر کس در دنیا را به ما نشان دهد اما با هر زاویه ای که به Walking Dead نگاه کنید، این بازی این موضوع را به ما یادآور می شود.
نمی گویم این بازی بی نقص است، اما اینکه Telltale بدون اینکه از مدیوم Game و هر آنچه از گیم انتظار داریم دور شود، سوالاتی اساس ی را مطرح می کند و به آن پاسخ می دهد.
کلاهم را به احترام telltale بر می دارم.

سید مهدی موسوی

 

 

WeMakeGames   

 

 



نسخه PDF این مطلب را دانلود کنید





حق نشر مطالب اوکسو :

 

 

قابل توجه علاقه مندان و کپی کنندگان گرامی ، تمامی مطالب این وب سایت تحت مجوز خالق

(Creative Commons)  می باشد و اجازه کپی کردن ، استفاده تجاری مطالب بدون اجازه

صاحب اثر مجاز نمی باشد و طبق مجوز اثر پیگرد قانونی به همراه خواهد داشت.

مجوز کریتیو کامنز
این کار مجوز دارد تحت مجوز کریتیو کامنز نسبت‌دادن-غیرتجاری-بدون انشقاق ۴٫۰ بین‌المللی.

این مطلب پایان یافت و امیدواریم به نتیجه دلخواهتان رسیده باشید . اگر به نتیجه

دلخواهتان هنوز دست نیافته اید , میتوانید برای رفع مشکل به تالار گفتمان اوکسوف

مراجعه کنید و سوال خود را مطرح کنید.

 

تالار گفتمان اوکسوف

 

 

همچنین میتوانید ما را در شبکه های اجتماعی نیز دنبال کنید و از جدید ترین اخبار ما با خبر شوید :

 

 

3491498_823


نظر شما

مطالب مرتبط

چگونه یک لول دیزاینر موفق شویم

چگونه یک لول دیزاینر موفق شویم 00 نظر

راهنمای زنده ماندن برای لول دیزاینر ها:‌ لول دیزاین،‌ تکنیک ها و راهکارها.

چند وقت پیش ....


(لطفا به ادامه مطلب مراجعه فرمایید)
ادامه مطلب